صورتک

تا حالا شده دلت واسه بچه بودن تنگ بشه ؟ 


بدی این که دیگه اطرافیانت تو رو جزو بزرگ تر ها میدونن اینه که دیگه مامان موهاتو واست شونه نمی کنه . وقتی می رین خرید میزاره خودت انتخاب کنی که چی می خوای بعضی وقتا هم میگه خودت برو و وسایلاتو بخر . بدی بزرگ شدن اینه که دیگه مامان صبح از خواب بیدارت نمی کنه حتی بعضی وقتا ازت میخواد که صبح بیدارش کنی . قدیما مامان بود که میگفت ساعت چند باید راه بیفتی و بری مدرسه اما حالا مامان نمیدونه تو کی ازمدرسه میای بعضی از روزا که تا ساعت دو باید تو مدرسه بمونم وقتی میام خونه میگه کجابودی چرا دیر کردی ؟ که اگه جوابشو هم ندم نمی پرسه .

حالا من دیگه می تونم تنهایی تا شهرداری برم من واسه رفتن به مدرسه سه بار سوار تاکسی میشم دیگه تقریبا همه ی شهر رو بلدم . فردا با بچه ها میریم پارک (شهر بازی ) خودم این برنامه رو راه انداختم . اون قدیما با مامان و بابا میرفتیم لازم نبود چند ساعت اونجا بمونیم چند دقیقه یا حتی از کنارش رد میشدیم اما با دوتا بزرگتر میرفتیم .

دلم تنگ شده واسه کوچک بودن حالا این مامانه که ازمن تو کارا ی کامپیوتری کمک میگیره نه من .

من تکواندو کار میکنم سرعت پیشرفتم در بخش پومسه (فرم) زیاد بوده حالا من به اندازه ی استاد فرم بلدم . نمیگم بده اما زیاد بلد بودن خوب نیست . حالا وقتی استاد میخواد به بچه ها تکنیک یاد بده از من میخواد که برم و با بچه های کوچک کار کنم .این زیاد بلد بودن باعث شده توی باشگاه هم تنها بمونم . حالا وقتی کم کاری میکنم بهم میگه استاد اعظم دیگه همه چیزو بلده لازم نیست کار کنه خودش میتونه یه باشگاه خصوصی راهبندازه یه چیز دیگه درمورد استاد . مامانش موهاشو واسش گیس میکنه هنوز بعضی از رفتاراش مثل بچه هاست اما اون هم بزرگ شده تنها میره شهرداری .

حالا دیگه کسی دستمو واسه رد شدن ز خیابون نمیگیره .

 بدی بزرگ شدن اینه که دل آدم واسه بچگی هاش تنگ میشه

نوشته شده در پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ توسط صورتک نظرات ()


Design By : Pichak