صورتک

    کاش درد نیا سه چیز وجود نداشت

غرور . دروغ . عشق

انسان با غرور میتازد

با دروغ میبازد

با عشق میمیرد

((دکتر شریعتی))


قاصدک ! هان , چه خبر آوردی ؟

از کجا , وز که خبر آوردی ؟

خوش خبر باشی , اما , اما

گرد بام و در من

بی ثمر میگردی ,

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیار و دیاری _ باری ,

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس ,

برو آنجا که نو را منتظرند ,

قاصدک !

در دل من همه کورند و کرند .

 

دست بردا از این در وطن خویش غریب .

قاصد تجربه های همه تلخ ,

با دلم میگوید

که دروغی تو , دروغ

که فریبی تو , فریب .

 

قاصدک ! هان , ولی ... آخر ... ای وای !

راستی آیا رفتی با باد ؟

با توام , آی ! کجا رفتی ؟ آی ... !

راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خاکسترگرمی , جایی ؟

در اجاقی _ طمع شعله نمی بندم _ خردک شرری هست هنوز ؟

 

قاصدک !

ابر های همه عالم شب و روز

در دلم می گرید .

نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط صورتک نظرات ()


Design By : Pichak