صورتک

وقتی

وقتی بچه بودم

وقتی بچه بودم . غم بود اما کم بود

وقتی بچه بودم

خدا بود

وقتی بچه بودم خدا بیشتر بود

وقتی بچه بودم

یه آرزو بود

وقتی بچه بودم آرزو داشتم بزرگ بشم

 

حالا

وقتی بزرگ شدم

دلم تنگ شده

برای وقتی که بچه بودم

حالا

غم هست اما زیاد

وقتی بچه بودم گاهی پاک کنم رو گم میکردم

حالا که بزرگ شدم

گاهی خدارو گم میکنم

وقتی بچه بودم

یه فرشته بودم با دوتا بال

حالا که بزرگ شدم

آرزو دارم یه فرشته باشم با دوتا بال

وقتی بچه بودم

دوست داشتم بند کفشمو خودم ببندم

وقتی بچه بودم یه بسته مداد رنگی داشتم ازش استفاده نمی کردم که یوقت تموم نشه

حالا که بزرگ شدم

نه مداد رنگی ای وجود داره و نه بند کفشی

وقتی بچه بودم

قلبم تند تند میزد

حالا که بزرگ شدم

قلبم کند میزنه

داره خسته میشه

یه روز می ایسته

دوست دارم وقتی قلبم ایستاد

لبخند هنوز روی صورتم باشه

نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ توسط صورتک نظرات ()


Design By : Pichak