واحه ای در لحظه

به سراغ من اگر می آیید

پشت هیچستانم

پشت هیچستان جایی است .

پشت هیچستان رگ های  . هوا پر قاصد هایی است

که خبر می آرند . از گل وا شده ی دور ترین بوته ی خاک 

روی شن ها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی 

است که صبح 

به سر تپه ی معراج شقایق رفتند .

پشت هیچستان چتر خواهش باز است .

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود 

زنگ باران به می آید

آدم اینجا تنهاست 

و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست 

به سراغ من اگر میایید 

نرم و آهسته بیایید . مبادا که ترک بردارد 

چینی نازک تنهایی من . 

 

/ 0 نظر / 10 بازدید